آمیتریسآمیتریس، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره

ثبت لحظاتی سخت شیرین

بوی بابا!!

1394/6/8 0:59
نویسنده : مسی
271 بازدید
اشتراک گذاری

گفتم که چند روزی هست که بابا خیلی دیر میرسه خونه و خدوداً 18-19 ساعت بیرون از خونه است و داره کار میکنه .

چهارشنبه شب که اومد شما خواب بودی ولی صبح قبل از رفتن بابا بیدار شدی و دیدیش و دوباره خوابیدی ، ولی صبح که بیدار شدی با یه حالت بغض گفتی مامان بابا کو؟ گفتم رفته سر کار؟گفتی کاار؟گفتم آره مامان کار و آروم شدی .

پنج شنبه که خاله وجیه اینا اومدن و شما هم پا به پای ما بیدار موندی و هر کار کردم نخوابیدی تا بابات اومد.

بیچاره 19 ساعتی بود مه پاش تو کفش بود و خوب شدیداً بو گرفته بود و کل خونه عطراگین.

خلاصه بابا که رفت پاش و بشوره من رو به عارف کردم و گفتم :

به به چه بویی!!

بعد شما پشت بند من گفتی

:بو!!

گفتم:

مامان بوی چیه بوی بد؟

یهو با یه حالت خاصی گفتی :

نه بو بابا!!!

وای مرده بودیم از خنده .

خیلی بامزه مسایل رو به هم ربط می دی .

واسه روز تولدم هم که جشن گرفته بودیم و تو یه عالمه دور از چشم من پفک و.. خورده بودی و البته میوه که صبح حالت بد شد.

بعد من بهت گفتم : مامان ببین انقدر پفک خوردی حالت بد شد. از اون روز هی میگی : من پفک خوردم آ( آوردم) بایا( بالا)!!

عاشقتم کوچولوی ناز من.

عاشق!!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

mahtala
10 شهریور 94 19:35
سلام تولد دو سالگي آميتريس مبارك ! اميدوارم هميشه باهم ديگه و شاد باشين . هميشه به يادتون هستم ...
مسی
پاسخ
مرسی عزیزم