آمیتریسآمیتریس، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

ثبت لحظاتی سخت شیرین

بدون عنوان

سلام عزیزم بالاخره یکم کارام داره راست و درست میشه . دارم تلاشم و می کنم ببینم چی میشه . کم کم داره سایت کامل میشه و ما کلی واسش برنامه داریم توکل به خدا   اما اتفاقات مهم این مدت: شما یه 2 هفته ای هست که میری مهد کودک . 1 تا 2 ساعت که البته هنوز خوب عادت نکردی . اما باز بهتر از دفعه قبل بوده تا الان . دایی امین رفت کانادا و ما واقعا یکی از بهترین ها رو از دست دادیم در کنارمون .هر چند میدونیم اونجا برای اون بهتره...  
19 آذر 1394

بدون عنوان

سلام عزیزکم چند وقت پیش مریضی دست و پا و دهان گرفتی و حالا دونه دونه داره ناخن هات می افته . از دکترت پرسیدم میگه عوارض همون بیماریه!!! این روزها خیلی سرم شلوغ شده .... مشغول کارهای آماج ایرانم! دوستت دارم    
30 آبان 1394

هیچکی من و دوست نداره!!

عزیزدل مامان امروز داشتم کارهای خونه رو با عجله انجام می دادم که با هم بریم بیرون و یه سری کار عقب افتاده ام رو انجام بدم که تو هی میگفتی بیام و باهات بازی کنم ... بعد از چند مدت اومدی تو آشپزخونه و دستت و گذاشتی رو میز وسط و سرت انداختی پایین وگفتی:" هیچکی من و دوست نداره"!!!( این و من تو بازی ها خیلی میگفتم ) ... خلاصه اینکه کلی بغلت کردم و گفتم من دوست ندارم که عاشقتم به خدا!!! عزیزترین عزیزمی ...
4 آبان 1394

بدون عنوان

سلام دخترم علارقم تلاش زیادم ، باز هم نظام مهندسی قبول نشدم!! و تو هم هنوز جیش و خوب نمیگی!! خیلی خسته هستم!! چند تا کار جدیدی که می کنی: 1-یار گرفتی اجسام و بر اساس رنگ دسته بندی میکنی ( البته فکر کنم حدود 1 ماهی میشه) 2- صحبت کردنت خیلی بهتر شده 3- گاهی که کار دارم و وقت بازی یا توجه بهت و ندارم ، میآیی می گی :" مامان به من نگاه بکن ، حرف بزن!!" 4-چند مدت پیش کنارم نشسته بودی و من داشتم سیب میخوردم، که یهو برگشتی و بهم نگاه کردی و گفتی :"مامان اینطو قرچ قرچ نخور"!! 5- یه مدتی هست که هرچی میشه میگی :"چی شد؟" یا "این چیه؟" 6-فک کنم 2 هفته پیش بود، آویشن دم کردم و آوردم که...
29 مهر 1394

بدون عنوان

آمیتریس جونم در حالیکه شمع ساخته فیگور جدید دخترکم رنگ انگشتی و آمیتریس خانوووم دختر نازم ، خرم دره درحالیکه از برداشتن چوب ماهیگیری ذوق میکنه!!! عزیز دلم تو منجیل رو ماشین داعی امین. دخترم در کنار بابایی درحالیکه با من قهر بوده!! ...
27 مهر 1394

تصویر نقاشی هایی تو و تصویرایی که من ازنقاشی های تو در آوردم

هاپویی که از رنگ انگشتیهات در آوردیم پروانه دستهات نقاشی های تو نقاشی های دختر گلم نقاشی هایی که از رنگ انگشتیهات استخراج کردم عروسکی کخ مامان واست درست کرده نمونه دوم که اولیش سوخت و تو بهش میگی "نی نی ناز جون" ...
19 مهر 1394

چند تا عکس

تو و هدیه مورد علاقه ات که خاله صدیقه ات واست خرید تو مسیری که داشتیم میرفتیم بازار و کاخ گلستان شما و بابا جونی، تو کاخ گلستان، در حالیکه هی میخواستی بیایی بغل من تصویر عسل خانوم تو کاخ گلستان،در حالیکه خیلی سعی می کردی کالاسکت و حل بدی     ...
19 مهر 1394