اولین شعری که گفتی
تو دستم و گرفتی و بدو بدو کردی و من افتادم و انقدر زخمی شدم و تو گریه کردی ورفتی و من زنده شدم و تو اومدی و دوباره دیدی من زندم همیشه مهربون بودیم با هم این اولین شعرت بود که گفتی...من متحیرم از اینهمه قشنگی که خدا در تو به من هدیه داد ...
نویسنده :
مسی
14:55









