آمیتریسآمیتریس، تا این لحظه: 6 سال و 5 ماه و 29 روز سن داره

ثبت لحظاتی سخت شیرین

پوشک

تقریبا یه یک سالی هست که درگیرم با پوشک کردن/ نکردنت ...!!! از امروز تصمیم گرفتم دیگه تا جای ممکن پوشکت نکنم . از طریق یه بازی که اسمش و گذاشتیم "اما" و یه بازی اندرویدی هست دارم سعی میکنم ، بیشتر بهت کمک کنم تا بتونی پیفت رو انجام بدی و جیشت رو هم.. اما نمی دونم چرا انقدر احابت مزاجت سخت!! امید به خدا به زودی خوب میشی خیلی دارم سعی میکنم رژیم غذایی خوبی برات تهیه کنم . آمیتریس واقعا زندگیمی، حاضرم از نفشهای خودم کم کنم و بهنفس های تو اضافه... عاشقتم زندگی..  
30 فروردين 1395

الان برات میارم مامان

چند روز پیش داشتیم با هم بازی میکردیم ، من خیلی خسته شده بودم و تشنم بود. گفتم" مامان من دارم میمیرم ازتشنگی بزار برم یه آب بخورم بیام" و شما گفتی:" الام میرم برات آب میآرم مامان" و بعد با همون لحن ناز همیشگی گفتی "خووووووب؟". یک حالی کردم که نگو... اولش گفتم "نه مامان خودم میرم" و تو در حالیکه پاشده بودی و بدو بدو رفته بودی سمت یخچال گفتی: نه مامان الان میارم" -" پس زیاد بیارا" -نه مامان زیاد میریزه!! عاشقتم ،عاشق  
24 فروردين 1395

نوروز 95

دختر نازم سال 95 هم رسید، و شما داری بزرگ می شی و همینطور شیرین تر. دختر نازم و باباجونش دخترم و بابا جونی، لنج بندرعباس-قشم خانواده کوچولوی 3 نفری ما من و دختر شیرینم دختر خوشگلم-دریای خلیج فارس همگی ما دور همی دختر نازم و شن بازی و لبخند ناز نازیش شن بازی 2 دخترم و داعی جونش-جزیره هنگام جزیره هنگام- دخترم بابایی و عارف جون دخترم و بابایی -جنگل حوا خانواده 3 نفری- جنگل حوا قشم قشم دخترم و شن بازی هاشون ...
23 فروردين 1395
1